آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
تکنیکهای تستزنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح (مهندسی معکوس) |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
چه روز جالبی بود امروز!
تو فالم ننوشته بود قرار اینجوری شه!(لازم به ذکر من هر روز فالم رو می خونم اصلا هم بهش اعتقادی ندارم ولی خیلییی تاثیر می زاره روم!بازم تاکید می کنم هیچ اعتنقادی ندارم:دی)
زنگ زدم برنداشت!(به درک!)
خودمم نفهمیدم چرا این طوری شد!شاید همش واسه مطب دکتر اونم دندونپزشک با این که می دونی نه آمپولی در کار و نه سوزنی ولی وقتی رو صندلی دراز می کشی همه ی بدنت به لرزه می افته.سمت راستت رو میبینی که یه ظرف که یه شیر توش واسه شستن دهنت تنها فکری که تو اون موقع می کنی تا استرست کم شه اینه که دقیقا چند نفر و چه شکلی تو این ظرف دهنشون رو شستن!زنگ زدم بر نداشت!(به درک!)
بعد سوار ماشینی که کاشف به عمل میاد دیسیپلین نداری!هر چی هم زور می زنی بفهمی بحث کنی که چراااا!!؟؟به هیچ نتیجه ای نمی رسی ... می خندی دیگر!چه کاری میتونی بکنی!البته به چیزی هم یاد می گیری یاد می گیری که دیگه وقتی تو ماشین نشستی یه پات رو به داشبورد تکیه ندی اون یکی هم روش بزاری.که مجبور نشی تو این روز مزخرف جواب پس بدی!
زنگ زدم بر نداشت!(به درک!)
.......................................................................................................................................
پ.ن 1:تازگی ها دارم بیشتر به موازی بودنم پی می برم !... یا تصمیم نمی گیرم یا یه تصمیم بی خود می گیریم!(شاید)چون نمی دونم کدومش هدف ، کدومش آرزو ...
چه فرقی می کنه
زنگ نزدم!
پ.ن2:یه راه حل خوب واسه بقیه ی جلسات دندانپزشکیم!؟
پ.ن 3:تازگی ها داغون می شم بد!شاید هم داغون می کنند...مهم اینه که در آ خر داغونم!
پ.ن 4:دبگه واسه کار هایی که دوست دارمم وقت نمی زارم ...این یعنی بد بختی؟!
پ.ن5:عزیزی می گفت : اصولا حرف نزنی نمی گن لالی!چه عزیز بزرگی بود!
